شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
181
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
چه جنايتهايى كه به خاطرتان انجام گرديد و چه خاندانهايى كه از هم پاشيده گشت ! بندگان خدا يا آزاد مردان امت در اجتماعى ننگين كه از خدا بىخبران و شيفتگان جاه و مقام آن گونه دامن خويش را به كثيفترين ننگ و گناه آلوده ساختند ، در همان اجتماع منحط و همان جاه و مقام و ثروت با آن همه ظواهر فريبندهء خود ، نتوانستند در آزاد مردان امت و ياران پاك حسين عليه السّلام كمترين اثرى بگذارند . آنها از احرار و آزادگان بودند نه بردگان دنيا و مظاهر فريبندهء آن . با آن كه در شب عاشورا و در ساعتهاى حسّاس زندگى كه مرگ از هر سوى چهرهء كريه و رعبانگيز خود را نشان مىداد ، آن بزرگوار براى آنها خطبه خواند و از آنان حلّ بيعت كرد و به آنها فرمود : « از تاريكى شب استفاده كنيد و هر يك به سوى شهر و ديار خود برويد ، زيرا هدف اين گرگان تنها من هستم و اگر به من دست بيابند از ديگران چشم مىپوشند » . با اين حال ، آنها حسين عليه السّلام را رها نساختند ، بلكه برخاستند و در استقامت و پايدارى خويش در راه حمايت از آن حضرت هر يك به نحوى سخن گفتند ، سخنى كه از اعماق جان آنها بر مىخواست و تاريخ جهان را براى هميشه به خضوع و تحسين در برابر آنان واداشت . ابتدا فرماندهء سپاه فرزند رشيد امير المؤمنين عباس بن على عليه السّلام شروع به سخن كرد و در استقامت و پايدارى خويش حقايقى عظيم بيان داشت . آنگاه نوبت به صحابه رسيد . آنان هر يك به نحوى در دنبالهء كلمات گهربار ابو الفضل عليه السّلام مطالبى ايراد نمودند . در اين هنگام حسين عليه السّلام فرزندان عقيل و برادران مسلم را مخاطب قرار داد و به آنان فرمود : « يا بنى عقيل حسبكم من القتل بمسلم اذهبوا فقد آذنت لكم قالوا و ما نقول للناس ، نقول تركنا شيخنا و سيدنا بنى عمومتنا خير الاعمام و لم نرم معهم به سهم و لم نطعن معهم برمح و لم نضرب بسيف و لا ندرى ما صنعوا ؟ ! الا و اللّه لا نفعل و لكنا نفديك بانفسنا و اموالنا و اهلينا و نقاتل معك حتى نرد موردك فقبح اللّه العيش بعدك « 1 » ؛ اى فرزندان عقيل ، شما را شهادت مسلم كافى است اكنون از اين بيابان برويد ، من به شما اجازت دادم . در پاسخ گفتند : اى فرزند پيغمبر ، اگر شما را در اينجا رها سازيم به مردم چه بگوييم ؟ به آنها بگوييم
--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 416 - لهوف ، ص 39 .